كلمه عبور خود را فراموش كرده ايد? كلمه عبور جديدي دريافت نماييد اينجا را انتخا كنيد .
نظر سنجي بزرگ انديشکده روابط بين الملل ، تاثير جنسيت در حفظ صلح
تاثیر جنسیت در حفظ صلح
دپارتمان مطالعات زنان انديشکده روابط بين الملل به منظور اجراي يک پروژهي پژوهشي به مشارکت گستردهي دوستان فرهيختهي خود نيازمند است. اين پروژه که به ياري ايزد منان بهزودي در قالب يک يا دو کتاب ارزشمند منتشر خواهد شد، "ورود زنان به سطوح بالاي سياسي کشورها و تأثير آن بر حفظ صلح" را مورد کنکاش قرار ميدهد. در همين راستا و بهمنظور افزايش دقت نتايج پژوهش، اين دپارتمان قصد دارد با يرگزاري يک نظر سنجي گسترده، دانش و خرد جمعي اساتيد، پژوهشگران و ديگر دوستان فرهيختهي خود را به ياري بطلبد. شما فرهيختهي عزيزي که قصد ياري ما را داريد، ميتوانيد به يکي از دو شيوهي تشريحي يا چندگزينهاي در اين نظر سنجي شرکت نماييد.
در صورت تمايل به گزينهي تشريحي لطفاً به پرسشهاي انتهايي اين متن پاسخ داده، و در صورت تمايل به پاسخهاي چندگزينهاي، ميتوانيد از طريق شرکت در نظرسنجي سايت که در صفحهي اصلي آن در دسترس است ما را ياري نماييد. براي آشنايي با چارچوبهاي پژوهش نيز کليات آن به اختصار بيان شده است که در ادامه ميآيد.
حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی, سیاسی از موضوع هایی است که همیشه مورد پرسش جوامع بوده است. البته تا همین اواخر نقش زنان در عرصه های مختلف چندان جدی شمرده نمی شد و نظام مردسالاری تقریباً در کلیه شئون جامعه حاکم بود. با این حال با شکل گیری جنبش های فمینیستی, به تدریج زمینه ی مشارکت اجتماعی زنان فراهم شد و زنان به عنوان نیمی از جمعیت جوامع, در مشاغل مختلف ایفای نقش کردند.
عرصه سیاست و روابط بین الملل از حوزه هایی بود که حضور زنان در آن با تاخیر بیشتری نسبت به دیگر حوزه ها صورت گرفت . در حقیقت روابط بين الملل, مدت هاي طولاني به گونه اي تدريس و نظريه پردازاي مي شد كه گويي زنان وجود ندارند. باور رايج اين بود كه سياست امري جدي و پر مخاطره است و نياز به قدرت درك و تجريه و تحليل بالايي دارد و اين كار فقط از عهده ی اشخاص نخبه (مردان) بر مي آيد.
با این حال در سال های اخیر برغم مقاومت محافل سیاسی و دانشگاهی در مقابل حضور زنان در سیاست, فمینیسم وارد روابط بین الملل به عنوان یکی از مردانه ترین رشته های علوم اجتماعی نیز شده است. در حقیقت با گسترش دامنه ی این حضور و موج انتخاب زنان در راس امور سیاسی کشورهای مختلف, بادها خبر از نوعی تغییر فصل در عرصه سیاست بین الملل می دهند؛ تغییری که بزودی ارکان نظام بین الملل را تحت تاثیرخود قرار خواهد داد و سیاست, اقتصاد, حقوق و دیگر مسایل بین الملل را دگرگون خواهد کرد.
"فمينيست ها معتقدند اين رشته تحت تسلط جنس مذكر است و بنابراين، بيشترعلايق و ترس هاي مردان را منعكس مي كند. آنان همچنين معتقدند شيوه اي كه رشته روابط بين الملل موضوعات خود را بر اساس آن پي ريزي ميكند باعث مي شود اكثر مردم _از جمله تقريباً تمام زنان_ مورد توجه قرار نگيرند." به عقیده ی فمینیست ها ديدگاه اين رشته بر «سياست عالي» كه شامل ديپلماسي، جنگ و كشورداري است و دنياي سربازان و دولتمردان ناميده مي شود تمركز داده و معمولا فرض بر اين است كه آنان مرد باشند. حتي تحت تأثير ديدگاه مردانه اقتصاد بين الملل نيز در اغلب موارد، به تحليل روابط بين دولت ها و بازارها، با تحليل ساختارهاي سلطه و استثمار تبديل شد. فمنيست ها معتقدند تعريف سياست جهاني بر اساس مفاهيم و موضوعاتي مانند درگيري، رقابت، امنيت (امنيت نظامي) و قدرت (استفاده از زور) نيز جهت گيري جنسيتي داشته و بر اساس ويژگي هاي فرهنگي و طبقاتي ترسيم شده است. به عقیده ی این گروه با توجه به قدرت طلبی مردان, جنگ ها عمدتاً توسط آنها ایجاد می شود ولی زنها عمدتاً ضد جنگ و حامی صلح بوده و از مدافعان پی گیر حقوق بشر هستند.
اين گروه که اغلب از فمینیست های پست مدرن هستند معتقدند در طول تاريخ همیشه مردها در رأس امور بودهاند و سياست نيز تحت تاثير همین روحيات مردانه نوشته شده است. در نتیجه خشونت، جنگ، فقر، تبعيض، نابرابري و... نیز تحت تاثیرهمين روحيات مردانه شكل گرفته است. فمينيستهاي پستمدرن معتقدند با توجه به روحيات و شخصيت لطيف زنانه، با سپردن قدرت به زنان، صلح، توسعه و رشد جوامع جايگزين جنگ، فقر و امور ناپسندي ميشود كه ثمره و نتيجهي ديدگاههاي مردانه است.
فمینیست ها زنان را در حکم دانش سازان تلقی می کنند, امری که به معنی ضرورت استفاده از تجربیات آنان در سیاست و مسایل جهانی است. با این حال همان طور که پیش تر نیز ذکر شد حتا در زمان فعلی و با تلاش های صورت گرفته, زنان همچنان در سیاست رسمی مانند ریاست کشور یا نمایندگی در مجلس یا مدیران قوه مجریه حضور چندانی ندارند و بیشتر در سایر مسایل سیاسی مانند جنبش های اجتماعی و یا سازمان های غیر دولتی سازماندهی خواهند شد. از طریق همین عرصه های سیاسی, زنان مدتها قبل از آنکه در مطالعات روابط بین الملل مورد توجه قرار گیرند, در سیاست جهانی نقش آفرینی کرده و به عنوان یک بازیگر و کنشگر فعال, در روند تحولات جهانی تاثیرگذار بودند.
با چنین نگرشی, این گروه چشم انداز خود را به گونه ای ترسیم کرده اند که زنان تا سال 2050به قدرت بلامنازع نظام بین الملل بدل شوند. شواهد موجود در سطح جهان نيزحاکی از آن است كه حضور زنان در صحنه ی سياست به تدريج پررنگتر خواهد شد و تحولات جديدي در حال وقوع است. انتخاب مركل در آلمان، تيموشنكو در اوكراين، ميشل باچلت در شيلي، مارگارت بكت و تسيپي ليوني به عنوان وزراي خارجهي انگلستان و اسراييل، حضور و مشاركت زنان كشورهاي حاشيهي خليج فارس در انتخابات مختلف، رقابت هيلاري كلينتون براي انتخابات رياست جمهوري 2008 آمريكا و ....نمونه های خوبی برای نشان دادن این تغییرات هستند.
مهمترین ویژگی که فمینیست ها برای حضور خود در سیاست بر آن تاکید می کنند, حفظ صلح و توسعه است. فمینیست ها معتقدند ریشه ی جنگ ها حس برتری جویی است و تا زمانی که امپراطوری ها, قدرت ها و ملت هایی وجود داشته باشند که بی رحمانه آماده ی نابودی دیگرانند, دیگران نیز باید خود را برای جنگ مسلح کنند.
ظاهراً تجربهي تاريخي نيز نشان ميدهد زنان صلحجو تر از مردان هستند و احتمالاً مشارکت آنها در ساختار سياسي ميتواند استفاده از زور و اجبار را در عرصههاي بينالمللي محدود كند.
انجمن مادران مفقودالاثر گواتمالا (GAM)، ائتلاف مادران شوروي كه فرزندانشان در افغانستان و چچن مشغول جنگ بودند، همچنين نقش گستردهي سيندي شيهان در سازماندهي اعتراضات گستردهي مادران سربازان آمريكايي به حضور نظامي آمريكا در عراق، نمونههايي از نقش زنان در تاثيرگذاري بر ميزان خشونت اعمال شده توسط حكومت هستند كه از ديدهها پنهان مانده است.
با توجه مسايل ياد شده لطفاً در صورت تمايل به پرسشهاي زير پاسخ داده و آن را به آدرس info@irtt.ir يا majidzavari@yahoo.com ارسال فرماييد. از همکاري شما سپاسگذاريم.
1. اساساً نظريهي فمينيستي به دست گرفتن قدرت جهان تا سال 2050 تا چه حد محتمل به نظر می رسد؟ آیا می توان این جریان را نوعی ماجراجویی تبلیغی صرف از سوی فمینیست های رادیکال دانست.؟
2. چه عواملی بر تشدید یا کند شدن این جریان نقش دارند؟
3. آیا می توان طرح چنین آرمانی را یک پروژه فمینیستی دانست یا اینکه این تحولات تنها بخشی از یک پروسه ی تاریخی است.
4. آیا می توان میان حفظ صلح و میزان مشارکت زنان در حکومت, ارتباط معنا داری یافت؟
5. به نظر شما ایده ی "حفظ صلح از طریق تغییر جنسیت در ساختار سیاسی کشورها" تا چه در چارچوب رئالیسم قابل بررسی است.
6. آيا زنان پس از به قدرت رسيدن نيز روحيه صلح طلبي خود را حفظ خواهند كرد؟
7. جهانی شدن و وابستگی متقابل تا چه میزان می تواند به حفظ صلح کمک نماید و آیا جنسیت در این زمینه می تواند تاثیر گذار باشد؟
8. آيا ميزان مشاركت زنان در حكومت با توسعهيافتگي كشورها در ارتباط است؟
9. با توجه به روند جريانهاي فمينيستي در جهان، چه چشماندازي را براي حضور زنان در حكومت ميتوان تصور كرد؟
نوشته شده توسطsharif
در تاريخ پنجشنبه 5 دي 1387 - 19:52 ·
0 نظر ·
143 تعداد بازديد
نظرات
هيچ نظري ارسال نشده است
ارسال نظر
لطفاً براي ارسال نظر ابتدا وارد حساب كاربري خود بشويد
امتياز
اين گزينه فقط براي كاربران عضو در نظر گرفته شده است